چشم ها نگهبان دل هايند
من نسبتي دارم با
تمام کولي هاي آواره دنيا
و آنها که آوارگي را
از اجداد خويش به ارث برده اند
و با پرندگان
که خانه هايشان را در پناه بادهاي سرگردان مي سازند
و با طوفان
که از ابتداي خلقت با جستوي پايان ناپذيرش
کوهها و دشتهاي بي انتها را در مي نوردد.
و با آبهاي جاري احساس که به اميدي از ريشه بالا مي روند
شايد همان کولي آواره
پرنده بي خانه
طوفان سرگردان
يا
جاري اميدوار
من باشم...